|
|
|
|
|
|
|
گزارشي
كوتاه از برپايي جشن
هاي چارشنبه سوري در تهران
قلم به
دست بيكار
اينجا،
يكي از خيابان هاي شهر تهران است. خرده هاي شن
كف خيابان
ها
را سنگفرش كرده. صداي انفجار بيداد مي كند. تعدادي
از جوانان و برخي مغاره داران در پياده رو
خيابان تجمع كرده اند و ماشين ها و آدمهايي را
كه از خيابان و از مقابلشان مي گذرند، هدف
حملات شادي آفرين خود قرار
مي
دهند
و به ريش ملتي كه از هيبت صداي انفجار
ترقه در زير پاي خود، قالب تهي كرده اند و
رنگ صورتشان شده مثل گچ، مي خندند و بي صبرانه
انتظار سوژه بعدي را مي كشند. قنادي
ها نيز لبريز از مردمي است كه براي خريد آجيل
چارشنبه سوري هجوم آورده اند. اين آجيل با آن
قيمت بالايش، براي افراد مشكل دار، بيشتر
مشكل زاست تا مشكل گشا!
انگار از چارشنبه سوري و رسم هايش همين يك رسم
باقي مانده است. شادي ونشاط ادامه دارد و اين عده از ملت با فرهنگ و متمدن ايران همچنان در حال پاسداشت آداب و رسوم ملي خود هستند…. ترقه اي زير پاي يك پيرزن 60 ساله و دختري كه احتمالاً نوه اش است، فرود مي آيد. زن بيچاره نزديك است از ترس بتركد؛ فرياد مي زند: « الهي گور به گور بشيد. ننه هاتون داغتون رو ببينن!» 28/12/81
|