|
|
|
|
|
|
|
بردستت بوسه ميزنم اي عشق nگلناز موذني مرا ميبيني، ميخواهي، در آغوشم ميفشاري بردستت بوسه ميزنم اي عشق مرا ميكوبي، ميدري، ميراني بردستت بوسه ميزنم اي عشق باورهايم را از من ميگيري، ازيادم ميبري آنچه را كه ميانديشيدم هستم بر دستت بوسه ميزنم اي عشق شادي هايم را ميگيري از من، غمهايم را نيز بردستت بوسه ميزنم اي عشق تهي از خويشتنم ميگرداني بر دستت بوسه ميزنم اي عشق باز مرا پرميكني از شاديها، غمها دوچندان بار، ازخودت پرميكني مرا بر دستت بوسه ميزنم اي عشق مرا بر اوج ميفشاني و عاشقانه به من لبخند ميزني بر دستت بوسه ميزنم اي عشق تنها تو را ميبينم و ديگر هيچ بر دستت بوسه ميزني اي عشق
|