|
|
|
|
|
|
|
وقتي كه فراموش كني خاطرهها را دامن بزني دامنة فاصلهها را گفتي كه سفر گر بروي زود ميايي گشتم به اميدي همة قافلهها را گفتم كه لب پنجرهاي چشم به راهم بستي به كليد تپش پنجرهها را اي كاش كه با آمدنت باز نمايي از صفحة ذهنم گره مسألهها را يك بار دگر بازكني پنجرهها را وسعت بدهي دايرة حوصلهها را ناهيد صيدي
آفتاب شماره ششم/ بهار 81
|