|
|
|
|
|
|
|
هجوم
به دانشگاه با خروشي مومنانه! مصطفي عليزاده 1- درهاي دانشگاه اميركبيرـ مطابق
آنچه در برخي تجمعات سياسي دانشگاه مرسوم است
ـ به روي افراد غير دانشجوي پلي تكنيك بسته مي
باشد. نيروي انتظامي در جلوي دانشگاه و خيابان
هاي اطراف پراكنده اند. جماعتي متشكل از حدود
50 الي 60 نفر(موسوم به گروه فشار)، جلوي درب
دانشگاه اجتماع كرده اند و با فرياد و زور قصد
ورود به دانشگاه را دارند. ظاهراً نيروي
انتظامي اجازة دستگيري و يا حداقل پراكنده
كردن اين افراد را كه نيتشان از رفتارشان
آشكار است، ندارد. سرانجام با يك فرياد الله
اكبر، مقاومت قفل ها و نيروهاي
انتظامات دانشگاه درهم مي شكند و مدافعين
اسلام و دينداري و ... با «خروشي مومنانه» !!
وارد دانشگاه مي شوند. 2- مراسم تجمع دانشجويي« جنبش
دانشجويي، خروش بيداري، سروش آزادي» در سالن
تربيت بدني دانشگاه ادامه دارد. ناگهان
انتظامات سالن به طرف درهاي سالن هجوم برده و
درها را مي بندند. دانشجويان حاضر در مراسم،
بي خبر از همه جا، از اين عمل متحيرمي شوند.
ناگهان هاي وهوي مدافعين دين و تلاش آنها براي
ورود به سالن همه حاضرين را هراسان ميكند؛
جماعتي كه دلاورانه از مانع اول (درهاي
دانشگاه) گذر كرده اند، قصد شكستن مانع دوم و
ورود به سالن را دارند. سرانجام موفق مي شوند و
به درون سالن هجوم مي آورند و در اولين اقدام،
به گونه اي حيرت انگيز و بسيار سريع، تمام
سيمهاي بلندگوهاي انتهاي سالن را قطع مي كنند.
اين جماعت مخلص، با اعتماد به نفس فراوان صفوف
دانشجويان را شكافته و خود را به نزديكترين
محل به تريبون سخنران مي رسانند. 3-
سخنران در دفاع از همه چيزهاي خوب! سخنراني مي
كند و دانشجويان كف مي زنند و گروه محترم
فشار، هو مي كنند و شعار مي دهند. دليل اعتماد
به نفس حيرت انگيز اين عده كه تعداد آنها به صد
نفر هم نمي رسد، در برابر بيش از 1000 دانشجو،
هنوز معلوم نيست. سخنران كه سخنراني اش توسط
اين عده مختل شده، شعار مي دهد و ناگهان با
هجوم گروه معظم فشار، تريبون واژگون شده،
پايه ميكروفون كنده شده و سخنران به پايين
كشيده مي شود و ... . دليل اعتماد به نفس اين گروه اندك
عيان گرديد: چماق هاي مخفي زير پيراهن و اسپري
اشك آور آنها كه به طور ناگهاني صورت دانشجوي
بغل دستي شان را نشانه مي رود. اينست تمام
وجدان، شرف، اعتبار و تمام داشته هاي اين گروه
كه خود را بسيجيان مخلص مي نامند. 4-
با به تشنج كشيده شدن مراسم در سالن تربيت
بدني، دانشجويان به صحن دانشگاه هدايت مي
شوند و سخنرانان و مسوولان برگزاري از پنجره
هاي شكسته شده انتهاي سالن به خارج فرار مي
كنند و فعلاً از ضربات چماق و مشت و لگد گروه «دين
مدار» فشار رهايي مي يابند. 5-
در صحن دانشگاه، اگرچه وضعيت تا حدي كنترل شده
و فعاليت گروه فشار محدود مي گردد، اما همچنان
كساني كه داعيه دينداري آنها گوش فلك را كر
كرده، بر صورت دانشجويان اسپري اشك آور مي
پاشند و آنها را به باد مشت و لگد مي گيرند.
آجركم ا... برادران ! جهادتان مقبول خدايتان!
| |||||